کتابخانه آ - پ

کتابخانه ت - ژ

کتابخانه س - ی

کتابهای کردی

کتابهای کودکان

کتابهای تازه

پاورقی

تازه های کتاب

نتهای موسیقی

اخبار

تقویم تاریخ

نقد کتاب

بازگشت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاکیزه نگاه داشتن کتاب کومک به فرهنگ آیندگان است

     

با درود
کتاب پوست خرس کانادایی نوشته ی خانوم سیبا نوبری را خاندم و این نکته ها در کتاب توجه مرا جلب کرد.
کتاب برای چه کسانی نوشته شده؟
هدف از نوشتن کتاب چیست؟

کتاب برای چه کسانی نوشته شده؟
اگر بدانیم که مخاطبهای کتاب چه کسانی هستند بهتر میتوان کتاب را نقد و بررسی کرد. به ویژه که این کتاب تخصصی نیست و بازگو کردن سرگذشت یا ماجراهایی است که برای نویسنده اتفاق افتاده است، از این رو میتوان مخاطبهای کتاب را تمامی مردم ایران از پیر و جوان دانست؟ اما کتاب با استفاده ی نابجا از واژه های بیگانه که به راحتی میتوانست معادل فارسی آنها را استفاده کرد، درک و فهم آن را برای کسانی که با زبانهای بیگانه ناآشنا هستند کمی مشکل میکند. برخی از واژه های بیگانه ی به کار رفته شده چنین هستند:
دوکومنتاری، فانتزی (این واژه در ایران معنیهای گوناگون دارد از نان بگیر تا نوع لباس)، عینهو(؟)، رادیکال، ریسایکلینگ، کمپلکس، و چندتایی دیگر. از سوی دیگر با یک آشفتگی و بی نظمی، برخی نامهای بیگانه با حرفهای لاتین نوشته شده اند که علت و هدف از اینگونه نوشتن را نویسنده مشخص نکرده است. گفتم بی نظمی از این رو که نویسنده هرجا دلش خاسته و یا حالش را داشته از این شیوه استفاده کرده و هر جا که نه از حرفهای فارسی. برای نمونه نام دوستانش را به لاتین نوشته اما همین دوستان کرد و ترکیه ای را به فارسی نوشته، برخی شهرها را به لاتین نوشته و هامبورگ و یکی دو شهر دیگر را به فارسی، چرا؟؟

هدف از نوشتن این کتاب چیست؟
البته نویسنده خود در پیشگفتار اعلام کرده برای استفاده "دوکومنتاری"، که پس از خاندن کتاب میبینیم که هیچ گونه استفاده دوکومنتاری نمیتوان از این کتاب نمود حتا برای نمونه چند قانون دولت آلمان در رابطه با موضوعهای عنوان شده در کتاب باز و یا بازگو نشده است. خانه تکانی سرخود و بذل و بخشش از اموال دیگران برای اینکه دیگران را مدیون خود کرده تا در آینده از آنان به نفع خود سواستفاده کردن، (بنا به روایتها و گفته های کتاب) چه دوکومنتاری است؟
به نظر من نوشتن این کتاب به این شیوه جز خودنمایی و کسب اعتبار کاذب چیز دیگری نیست.
هرچند که نویسنده در پیشگفتار خود و در سطر چهارم گفته اند: "بسیاری میگویند زیبا! تو یک نویسنده پرقدرت و هنرمندی هستی که اینقدر زیبا و روان وقایع را به نثر میکشانی"، اما هیچ قدرت و هنرمندی در این نوشته ها به چشم نمیخورند. کتاب گزارش گونه است که چند برگ نخست هر داستان گیرا و با کشش است اما نحوی نوشتن (تعریف کردن ماجراها از زبان یک نفر) پس از چند برگ خسته کنند ه میشود به ویژه که خیلی زود به جای نقل ماجرا به حاشیه رفته و به خانه تکانی یا بذل و بخشش های آنچنانی میانجامد. این شیوه نوشتار به مانند آن میماند که شما فیلمی را برای تماشا انتخاب کنید و صدای آن را ببندید و از کسی که آن فیلم را دیده بخاهید آن را برای شما تعریف کند. من با خاندن این کتاب چنین احساسی پیدا کردم. اگر خود دست اندکاران ماجرا جمله های خود را میگفتند به نظر من گیراتر بود.

مساله دیگر که در این کتاب به چشم میخورد استفاده از نام حقیقی شخصیتهای درگیر داستان بود. هیچ کجا ذکر نشده که بکار بردن نامهای واقعی با اجازه ی شخصها بود، در کشوری که من زندگی میکنم این عمل جرم است و شما اجازه ندارید که به حریم خصوصی مردم تجاوز نمایید. اگر چنین چیزی در اینجا، در این کشور اتفاق بیافتد، شخص خاطی با جریمه ی سنگین روبرو میشد. آیا غیرقابل اعتماد بودن و راز دار نبودن و تجاوز به حریم خصوصی دیگران نشانه ی شهامت و مدرن بودن و متمدن بودن است؟
بذل و بخشش انگشتر و یا فریزر دیگران به دیگران برای خود شیرینی و مدیون کردن دیگران ارزش آن را دارد تا با ناز و کرشمه ای از صاحبان آنها مساله را ماست مالی کنیم؟ به راستی برای رسید به خاسته های خود چه قیمتی باید بپردازیم؟؟
اگر هدف کتاب به راستی نشان دادن این بود که چگونه مردمان دل پاک خرافاتی، را روشن نمود، یا چگونه مردان تاریک اندیش سنتی را میتوان روشن نمود، و یا چگونه میتوان طرفدار طبیعت بود، میتوانست بسیار بسیار مفیدتر از این نوشته شود، اما متاسفانه کتاب از هدف خود دور شده و به خودستایی ختم شده است.

 

 

 

با درودهای بی پایان
کتابی را میخاهم به گروه معرفی کنم به نام "موقعیت زن در ایران" نوشته ی مسوود رشیدی. این کتاب هم جالب است و هم دارای اشکال.
جالب است از آن رو که پژوهشهایی در مورد زنان در دوره های مختلف تاریخ ایران نموده است. و به نظر من این تنها نکته جالب این کتاب است، اما اشکالهای کتاب:
نخست این که کتاب دارای اشتباههای تایپی بسیار است (نخندید من اشتباه نمینویسم و شیوه نوشتار من بر اساس قانون و قاعده ی استادان زبان در دوره های مختلف است) و دیگر این که پژوهشهای کتاب بسیار کوتاه و ناقص است. از همه ی دوره ها یاد کرده و خیلی سریع از آنها گذشته است. به نظر من بهتر بود که این کتاب یا جزوه در یک بخش یا یک دوره بطور کامل نوشته میشد تا این که ناقص و دست پا شکسته چاپ شود.
اشکال دیگر کتاب ترس و واهمه ی نویسنده از خداوندگارش است، میدانیم که بیشترین ستم را در میان مذهبها دین اسلام در مورد زنان روا داشته است، حتا نویسنده درجایی با ترس و لرز گفته که در هیچ کجای غوران در مورد حجاب مطلبی نیامده (قابل توجه آن عده که میگویند در غوران راجع به همه چیز بحث شده و قانون دارد) اما اجحافهای اسلام بر زنان را برنشمرده مثلن صحبتی در مورد صیغه به میان نیاورده است. و یا هزاران مطلب دیگر که میتوانست بگوید. جای جایی انتقاد کرده اما ترس از سنگ شدن یا سوسک شدن او را واداشته که درمورد اسلام سکوت کند.
اشکال دیگر کتاب نیمه مسنتد بودن آن است، بدین شکل که اگر مطلبی از جایی گفته شده، مشخصه های کامل کتاب آورده نشده است و در بسیاری از جایها هم از ذکر منبع خود داری شده است.

اشکال دیگر تاریخ تولد سراینده ی ایرانی (طاهره قره العین) است که وی 1818 ذکر کرده و در ویکیپدیا 1823 ذکر شده است.
به هر رو خاندن کتاب را به شما پیشنهاد میکنم

شاد و تن درست باشید